عبدالله مستوفى
454
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
درهرحال براى اطمينان شما مينويسم با اينكه شغل روزنامهنگاريرا مثل شما عادى و حقير نميدانم و كارى محترم ميشمارم ، ابدا خيال ندارم اين شغل را پيشه خود قرار بدهم تا وسيلهء آن با كسى مشاجرهء بيمغز يا با مغز كنم . در موضوع خودسرى نامحدودى كه نوشتهايد در اين مملكت جاى قوانين اوليه حكم فرماست ، اگر اشتباه نكنم خواستهايد بفهمانيد كه در نوشتن كاغذ سابق خود من هم مخالف نظم ادارى رفتار و خودسرى كردهام . در صورتى كه من در تمام مدت خدمت خود ، خواه در خزانه و خواه در ساير وزارتخانهها ، همواره مطيع نظم ادارى بود هيچوقت اوامر رؤساى مستقيم خود را بلا اجراء نگذاشتهام و چون شما را مخالف اين مسلك ديده ، مشاهده كردم كه تمام خيالات شما صرف زير پاگذاشتن قوانين مرضوعه و احكام دولتى و بعبارة اخرى خودسرى است ، از كار كناره گرفتم تا آلت اجراى مقاصد خودسرانه نباشم . بلى ! آقاى خزانهدار كل ! من يقين دارم كه در اين مملكت خودسرى جاى قانون را گرفته است ؛ اگر چنين نبود ، قوانين بودجه سال قويئيل كه اساس اخذ ماليات در اين مملكت است ، بسليقههاى شخصى تعبير و غالبا دستخوش تغيير نميشد و مردم را دچار تحمل بار گران نميكردند . اگر خودسرى نامحدود در اين مملكت رواج نداشت ، امر دولتى كه شما يكى از مستخدمين باوفاى آن هستيد ، در پرداخت وظائف در هر ولايتى به شكل مخصوصى اجرء نميگرديد . اگر خودسرى نامحدود در ايران موجود نبود ، لا محاله ممكن بود بپرسند وصول يازده كرور تومان ماليات ، چند نفر مستخدم خارجى لازم دارد و خرج ادارهء اين كار چقدر بايد بشود و بسيارى چيزهاى ديگر كه امروز متأسفانه يا خوشبختانه براى شما بواسطهء همان خودسرى نامحدود ، مسكوت عنه مانده است . در اين صورت اجازه بدهيد بپرسم كيست كه از خودسرى نامحدود استفاده مىكند ؟ ، من خوب ميدانم كه بعد از ذكر ادلهء استعفاى خود كه شما آن را تنقيد تصور كردهايد و بسيارى ديگر از اين قبيل ، مستخدمين بلژيكى كه كارهاى خود را تعقيب خواهند كرد ولى در اينكه كارهاى آنها چنان كه شما ادعا ميكنيد براى خير ايران باشد ، شك دارم بلكه هرگاه چنان كه خودتان نوشتهايد كارهاى خود را مانند سابق تعقيب كنند ، اعمال آنها بر ضرر ايران خواهد بود نه نفع آن . در خاتمهء كاغذ خود لازم ميدانم از شما تشكر كنم كه يك وظيفه را به ياد من آورديد . اگرچه كاغذ اوليهء من چنان كه شما تصور كردهايد براى انتشار نوشته نشده بود و من هم مثل بعضى از مستخدمين بزرگ دولتى روزنامه و مطبعهء مخصوص ندارم ، ولى براى اينكه اين استعفاى مرا بعضى از هموطنانم كه هنوز بصداقت شما معتقدند بد تعبير نكنند ، تمام مراسلاتى را كه فيما بين ما در اين موضوع مبادله شده است منتشر كرده محاكمهء آن را بافكار عمومى كه بعقيدهء شما در اين مملكت وجود ندارد واميگذارم . التفات نموده سلام مشتاقانهء مرا بپذيريد . عبد الله